العلامة المجلسي
316
حياة القلوب ( فارسي )
بادي بسوى ايشان فرستاد كه ايشان را با حيوانات به دريا انداخت ، پس وحى رسيد بسوى ولىّ حضرت صالح عليه السّلام به موضع آن چاهى كه آن را رس مىگفتند ودر آن طلا ونقرهء بسيار پنهان كرده بودند ، پس به نزد آن چاه رفت وآنها را گرفت وبر أصحاب خود بالسويّه بر صغير وكبير قسمت كرد « 1 » . ودور نيست كه همان چاه باشد كه بالفعل در راه مكهء معظمه واقع است وبه رس مشهور است . عامه وخاصه به أسانيد بسيار نقل كردهاند از صهيب كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا علي ! شقىترين پيشينيان كيست ؟ گفت : پىكنندهء ناقهء صالح . گفت : راست گفتى ، كيست شقىتر وبدبختترين پسينيان ؟ گفت : نمىدانم يا رسول اللّه . فرمود : آن كس كه ضربت بر فرق سر تو بزند « 2 » . واز عمار ياسر روايت كردهاند كه گفت : در غزوهء عشيره من وعلي بن أبي طالب عليه السّلام بر روى خاك خوابيده بوديم ، ناگاه ديديم كه حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم به پاى مبارك خود ما را بيدار كرد وفرمود : مىخواهيد شما را خبر دهم به دو كس كه شقىترين مردمند ؟ گفتيم : بلى يا رسول اللّه . فرمود كه : احمر ثمود كه پى كرد ناقة را وآن كه تو را ضربت زند بر سرت كه ريشت را به خون آن تر كند « 3 » . وبه سندهاى بسيار منقول است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم روزى بيرون آمد ودست حضرت علي بن أبي طالب عليه السّلام در دستش بود ومىفرمود : اى گروه أنصار ! اى گروه فرزندان هاشم !
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 96 . ( 2 ) . مجمع البيان 5 / 499 ؛ ترجمة الإمام علي بن أبي طالب من تاريخ دمشق 3 / 343 ؛ أسد الغابة 4 / 110 ؛ المعجم الكبير للطبراني 8 / 38 . ( 3 ) . مجمع البيان 5 / 499 ؛ سيرهء ابن هشام 1 / 599 .